نمودار جالب از مواردی که افراد بعد از مشاجره به آن ها فکر می کنند

سبز............ عذر خواهی
آبی ............ قبول کردن ضعف ها
نارنجی ....... پذیرفتن پیروزی
قرمز ......... فکر کردن به موارد هوشمندانه ای که باید می گفتم و نگفته ام
¤ نوشته شده در ساعت ٧:٠٠ ب.ظ توسط علی دربندی
۱۳٩٠/۱٠/۳٠
برای یادآوری مادران عزیز

آدما تا وقتی کوچیکن دوست دارن برای مادرشون هدیه بخرن اما پول ندارن.
وقتی بزرگتر میشن ، پول دارن اما وقت ندارن.
وقتی هم که پیر میشن ، پول دارن وقت هم دارن اما . . . مادر ندارن!...
اگر 4 تکه نان خیلی خوشمزه وجود داشته باشد و شما 5 نفر باشید
کسی که اصلا از مزه آن نان خوشش نمی آید (( مادر )) است
به سلامتی همه مادرای دنیا...
¤ نوشته شده در ساعت ٧:٥٠ ب.ظ توسط علی دربندی
۱۳٩٠/۱٠/۱۸
مسلمانی و امتحانش

جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت :
بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟
همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد ، بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت :
آری من مسلمانم
جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا ، پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند ، جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کند و به کمک احتیاج دارد ، پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگردد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاورد
جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید :
آیا مسلمان دیگری در بین شما هست ؟
افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به پیش نماز مسجد دوختند ، پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت :
چرا نگاه میکنید ، به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمیشود !!!
¤ نوشته شده در ساعت ٦:۳٢ ق.ظ توسط علی دربندی
